|
بازگشت

سلام دوستان عزيز بعد از يه وقفه حدوداً سه ماهه مجدداً در خدمتونهستم تو اين مدتهرچه بود اتفاق بد و زشت بود چه واسه پرسپوليس چه واسه ايران از شكست بددر نيمه نهايي جام حذفي و مدير عاملي عده اي كه نميدونم اسمشونو چي بذارم تو پرسپوليس و يارگيري ضعيف و حذف ايران تو جام ملتهاي آسيا . انشالله با شروع ليگ كه ديگه چيزي هم نموده مجدداً در خدمتتون خواهم بود . با نظراتتون واسه بهتر شدن وبلاگ تو فصل جديد منو همراهي كنيد .
با تشكر - علي فولادوند
| +| نوشته شده توسط علی فولادوند در جمعه پنجم مرداد 1386 و ساعت 17:21 |
پرسپوليس - مس
دونه دونه پرسپوليس جبران ميكنه

هيچ اتفاقي خاصي رخ نداده، اصلاً جاي تعجب ندارد، تنها فرقش با دفعات گذشته در اين بود كه توپهايي كه روانه اوت ميشد و يا به بدن دروازهبان مينواختند اين بار راهي تور دروازه شد، به همين راحتي! پرسپوليس از قهرماني قطع اميد كرده اما براي اعاده حيثيت و آمادگي براي جامحذفي احتياج مبرمي به اينگونه بردها دارد. آنان اين بار بر خلاف دفعات گذشته و بر خلاف نيمه نخست همين مسابقه قدر موقعيتهاي بهدست آمده را دانستند و اولين برد پر معني سال 86 را كسب كردند. از اين جهت ميگويم پر معني چون پرسپوليس با اين نوع بازي و اين سبك بردن ثابت كرد جايگاهش به هيچ وجه در اينجاي جدول نيست. اين بار آمده بودند تا صداي اعتراض خود را بلندتر و رساتر از هفته قبل به گوش فوتبال برسانند. هفت روز قبل در روز داربي آنان نشانههايي از عوض شدن و بهتر بودن را به منصه ظهور گذاشتند كه خيليها تصور مينمودند به خاطر جو داربي است اما دقيقاً بعد از گذشت هفت روز و در همان ورزشگاه پرسپوليس توانست با بازي هدفمند و تاكتيكي خود با چهار گل از سد تيم سختكوش فرهاد كاظمي بگذرد. گويي همه چيز دست بهدست هم داده بود تا اين بار دنيزلي بعد از پايان بازي در كنفرانس خبري سرش را محكم ميان دو دستش نگيرد و دم از بد شانسي خودش و پرسپوليس نزند! او انتظار شق القمر از يارانش را ندارد فقط ميخواهد آنان ضرباتي را كه هر فورواردي به راحتي تبديل به گل ميكند را هدر ندهند همان كاري كه پرسپوليس چهار مرتبه تكرار كرد با اين كه در نيمه نخست نوري و معدنچي دو بار به سان هميشه كفران نعمت كرده بودند. انتقال كريم به ميانه ميدان و استفاده از ضربات سر و شوتهاي سهمگينش سهم بسزايي در نوع بازي سرخپوشان داشت با اين كه اين انتقال يك ريسك محسوب ميشد چون خط دفاعي پرسپوليس بارها ثابت كرده بدون كريم آماده هرگز مطمئن نيست اما مصطفي اين بار همان ريسك بازي با پيكان را مرتكب شد اما از شانس خوبش ديگر قرار نبود هر توپي از هر كجاي زمين روانه دروازهاش شود. آخرين باري كه دنيزلي و تيمش موفق شده بودند چنين برد پر گلي را در آزادي كسب كنند به بازي با استقلال اهواز بر ميگردد جايي كه يك مربي ديگر از سبك فرهاد كاظمي بود، فيروز كريمي مردي كه تيمش براي فوتبال چيدمان ميشود. اين بار هم آنان بعد از دريافت گل هرگز رو به بازي چرك و تاخيري نياوردند و همين موجب شد تا دقيقه 90 شاهد يك فوتبال خوب از سوي هر دو تيم باشيم، پرسپوليس در روزي كه بايد ميبرد (مثل خيلي از روزهاي ديگر) برنده ميدان شد و اين بهترين پاداش براي تيمي است كه سال جديد را نوع ديگري دنبال ميكند. با اين كه پرسپوليس ساليان متمادي است دستش به هيچ جامي نرسيده اما به همان تعداد همان سالها و چه بسا بيشتر، هواداران محبوبترين تيم ايران بازي خوب و تماشاگر پسند از تيمشان نديدهاند.پس دنيزلي مطمئن باشد كه عليرغم از دست دادن ليگبرتر با قهرماني در جامحذفي و حفظ اين روند رو به رشد ميتواند همچنان محبوب هواداران باشد. آنان بازي بد با پاس را فراموش كردهاند و رنسانس خود را از روز داربي آغاز كردند، بازي با مس نشان دادند كه ميتوان با تاكتيك و فوتبال هجومي برنده شد و حالا مهمترين وظيفه دنيزلي ادامه اين حركت است! به او پيشنهاد ميكنيم منتظر وزش باد به سمت بادبانهايش نباشد چون اقبالش هرگز چنين نبوده پس بهتر است پارو زناني خستگي ناپذير را پرورش دهد تا كشتي پرسپوليس ديگر منتظر شانس و اقبال نباشد. آنان ميتوانند عليرغم از دست دادن دو موقعيت تك به تك چهار مرتبه ديگر دروازه حريف را بگشايند و اين برگ برنده تيم اوست
با تشكر - علي فولادوند
| +| نوشته شده توسط علی فولادوند در یکشنبه نوزدهم فروردین 1386 و ساعت 13:57 |
پرسپولیس-استقلال
وقتي فايده اي نداره غصه خوردن واسه چي

شهرآورد شصت و دوم يك برنده داشت به نام استقلال؛ تيمي كه بازنده نشد و اين براي آنان يك برد محسوب ميشد.قياستان از هر لحاظ و با هر نوع عينكي كه باشد پرسپوليس تيم برتر ميدان بود. آنان در نيمه نخست ميبايست كار را تمام ميكردند، همانجايي كه موقعيتها را يكي پس از ديگري از دست دادند و خم به ابرو نياوردند. تيم برتر بودن دليلي براي بردن و صدرنشيني نيست كه اگر اينچنين بود شاگردان افندي ميبايست صدر را قبضه ميكردند و استقلال را مجدداً ميبردند.اولين لقمه اين سور)!( زماني حيف و ميل شد كه مهرزاد معدنچي با تصميم اشتباه كادر فني به سمت ضربه پنالتي رفت تا براي چندمين بار پياپي در موقعيت حساس، پرسپوليس را از رساندن به گل محروم كند. با اينكه داور به راحتي ميتوانست به خاطر ورود زود هنگام بازيكنان استقلال، ضربه را مجدداً تكرار كند اما بازهم چيزي از گل نزدنهاي <مادامالعمر> معدنچي كاسته نميشد. بله اين اولين موقعيت از آن 9 موقعيتي بود كه پرسپوليس فرصت داشت تا برنده شود ولي باز هم چوب همان اشتباهات پيشين را خورد. آنان دقايق بعد موفق شدند گل برتري را به ثمر برسانند و اين همان اولين و آخرين باري بود كه پرسپوليس مزد برترياش را گرفت و پس از آن مثل هميشه شروع كرد به گل نزدن و گل نزدن و گل نزدن. هميشه مخصوصاً در سالهاي اخير رسم بر اين بوده تا شهرآورد را يك بازي بدون كيفيت بناميم اما تيم دنيزلي در نيمه نخست با آن پاسكاريهاي متعدد و خلق شش موقعيت گل ثابت كرد كه اگر تصميمات درست اجرا شود ميتوان شهرآورد را هم زيبا ديد.بعد از همان گل بود كه پرسپوليس رو به عادت زشت گذشتهاش آورد. آنان با دلي سير و ميلي تمام شده به بازي مينگريستند. اوج آن شكم سيري به زماني برميگشت كه شيث رضايي آن موقعيت خوب را با ضربه بيرون پا و نمايشي <كه هيچگونه قدرت و دقتي چاشنياش نبود> به طالبلو اهدا كرد. آيا چنين تيمي كه اينگونه گل نميزند لياقت بردن را دارد؟در سمت ديگر ميدان همه اميدهاي مرفاوي و مربي هلندي اين تيم منوط به بيرون زمين بود، جايي كه بايد عليزاده بيايد و همه تاكتيك)!( و هنر استقلال)!( را به منصه ظهور بگذارد، خدا ميداند اگر در بازي با راهآهن، محسن قهرماني آنگونه لطفش شامل حال هندباليست)!( نميشد و او را از سه اخطاره شدن نجات نميداد تكليف استقلال براي نزديك شدن به دروازه پرسپوليس چه بود؟ با صراحت ميگويم پرسپوليس بازنده اين ديدار شد چون توان بردن چنين تيمي را نداشت. از گل نزدنهاي پرسپوليس ميگفتم جايي كه گل نكردنهاي تكبهتك معدنچي برايمان بهصورت عادت و روزمرگي در آمده است اما چشم مان به جمال چند نفر ديگر روشن شد. شعبو كه آن موقعيت خوب را به هدر داد و اين براي چندمينبار بود اما مهمتر از همه حسين كعبي كه با سرعتش بلاي جان مدافعان خشن استقلال شد و عاقبت بهخاطر همين خطاها مجبور شد با برانكارد زمين را ترك كند.هنگامي كه مهرزاد معدنچي با گلر تكبهتك ميشود با خيالي آسوده، مطمئن هستيد كه گلزدني در كار نيست حتي هواداران پرسپوليس ديگر نيمخيز هم نميشوند اما حسين كعبي هم وارد همان مكتب پرسپوليس شده است. براي او هم يك كف بلند بزنيد كه به همين زودي اين ويروس مهاجمان پرسپوليس را به جان خريد تا در دو موقعيت منحصر به فرد با تعلل فراوانش طلسم تكبهتك گل نكردنهاي پرسپوليس را نشكند. حسين در دو موقعيت اين كار را تكرار كرد تا ايمان بياوريم در چرخه هجومي پرسپوليس جاي يك فوروارد واقعي خاليست! البته كعبي و معدنچي خودشان را مبرا ميدانند چون آن دو اصلاً فوروارد نيستند كه كسي انتظار گل زدن از آنان داشته باشد، درست مثل نيكبخت و بادامكي.ليگ به روزهاي پايانياش نزديك ميشود و ميبينيم كه تيم دنيزلي عليرغم آنكه ميتواند دو صدرنشين (استقلال و سايپا) را تا پاي باختن پيش ببرد و حتي به گواه جدول پايان هر بازي از آنان در هر زمينهاي برتر باشد اما با اختلاف دو رقمي نسبت به آنان در كمر كش جدول است! پرسپوليس صدرنشين نيست و ديگر اميدي هم به قهرمانياش نميرود چون آنان عادت كردهاند كه در هر بازي موقعيتهاي فراواني را از دست بدهند اما از سوي ديگر گلهايي را بخورند كه در نوع خودش جالب است! هيچ دوربيني نتوانست به وضوح نشان دهد آن گل را عليزاده زد يا شيث؟ حالا يك پرسپوليس مانده و يك جامحذفي اما اگر قرار باشد با همين منوال كه مقابل استقلال ظاهر شدند مقابل سپاهان هم به ميدان بروند آن وقت شايد جامحذفي هم از كف برود چون جام را به زيبايي و بهتر بودن نميدهند بلكه بايد چارچوب را بشناسيد، موقعيت را قدر بدانيد، معني پنالتي را بفهميد.بيماري خطرناكي در پرسپوليس اپيدمي شده است آنان نميخواهند از موقعيتهاي خود استفاده لازم را ببرند حتي اگر 50 درصد آن موقعيتهاي را گل ميكردند شايد بعد از شهرآورد تهران، دروازهبان حريف بهعنوان يكي از بهترين بازيكنان زمين انتخاب نميشد اما پرسپوليس همين است كه ميبينيد، نميخواهم پيشبيني كنم اما با اين وضعيت ميشود گمانهزني كرد كه حسين كعبي هم به جمع گلنزنهاي اين تيم اضافه شده است اگر اينچنين باشد كه فقط آه و حسرت هواداران پس از هر بازي به جا ميماند درست مثل همان افسوسي كه پس از بازي مقابل استقلال خوردند!
با تشكر - علي فولادوند
| +| نوشته شده توسط علی فولادوند در سه شنبه چهاردهم فروردین 1386 و ساعت 14:0 |
پرسپوليس - پيكان
Game Over

مثل هميشه قبل از پايان رقابتهاي ليگ برتر سرنوشت سرخها زودتر از حد انتظار مشخص شد و روياهاي قهرماني بر باد رفت. تا هفته گذشته شايد ادعاهاي عوامفريبانه و فريبنده هواداران پرسپوليس را وادار ميكرد تا اندكي به آينده خوشبين باشند و دل به معجزه و اتفاقات عجيب و نامتعارف ببندند اما اكنون پس از شكست شرمآور و تحقيرآميز مقابل پيكان هيچ اميدي باقي نمانده وهمه چيز براي سرخها پايان يافته تلقي ميشود. هواداران پرسپوليس پنج سال است كه در حسرت جام قهرماني ميسوزند و همه ساله با اميد سال آينده ناكامي را تحمل ميكنند اما گويي قرار نيست اين دور باطل روزي پايان يافته و صبح دولت سرخها بدمد. ناكامي تلخ مقابل پيكان آن هم در شرايطي كه سرخها ابتدا با چهار گل از حريف نه چندان قدرتمند خود عقب افتادند و تحت تاثير شرايط ويژه بازي و فشار فزاينده هواداران سه گل به ثمر ر ساندند. آنچه كه بنبست انديشهها و انحطاط كامل دنيزلي را به تصوير ميكشد. روزگاري از مصطفي دنيزلي نوشتم واز او و افكار و عقايدش به سختي دفاع كردم. نوشتم كه بهترين انتخاب پس از جدايي آريهان بزرگ ، مصطفي دنيزلي بود و اعتقاد داشتيم او ميتواند كشتي شكسته سرخها را به ساحل نجات رهنمون كند. اعتقادي كه عليرغم بازيهاي پرفرازونشيب و روند الاكلنگي و سينوسي شكل سرخها هرگز باطل نشد. در تمامي روزهايي كه منتقدان بيمحابا بر دنيزلي ميتاختند و تفكرات او را به چالش ميكشيدند من در راستاي اعتقاداتم به اين تركيهاي نوشتم: <از او نبريدهايم اما...> و اين يك زنگ خطر بزرگ براي افندي بود اما او همچنان به پاي استدلال چوبين خود ايستاد و با يكدندگي و لجبازي صرف همه را با يك چوب راند و انتقادات را به هيچ گرفت تا نتيجه آن روزهاي تاريك امروز باشد. مصطفي دنيزلي امروز در قامت يك شكستخورده بزرگ پيش روي ماست. مردي كه عليرغم همه اعتقاد به او و تواناييهاي فنياش ما را نااميد كرد تا اكنون در نكوهش او بنويسيم و با نوشتاري تلخ اما واقعبينانه او را به نقد بكشيم.مصطفي دنيزلي مقصر اصلي اين ناكامي بزرگ است. چه كسي است كه بپذيرد پرسپوليس يك ميليون و اندي هزار دلار صرف كرده تا دنيزلي روي نيمكت اين تيم بنشيند و به سياق مربيان سابق زودتر از حد موعد ليگ را تمام شده فرض كند؟ او به پرسپوليس آمده تا اسباب موفقيت را فراهم كند اما آنچه كه تا به امروز ارائه داده تنها ناكامي بوده و بس. نميخواهيم با گفتار تلخ انديشانه و آميخته به تاريكي و بدبيني آوار تمامي مشكلات را به پاي افندي بنويسيم و او را سيبل كنيم اما حقيقت آن است كه از او به عنوان يك مربي ايدهآليست و اصولگرا انتظاراتي بيش از اين داشتيم. ترديدي نيست كه در وضعيت امروز پرسپوليس و پرپر شدن آرزوها، عوامل بسياري دخيل هستند و نبايد نقش آنها را ناديده گرفت اما اينكه با بزرگنمايي معضلات و مشكلات موجود، بيپايان و پايدار بخواهيم ناكامي دنيزلي را توجيه كنيم يك بيانصافي محض است.او اكنون يك ناكام بزرگ است. ناكامي كه يك فصل تمام برايش نوشتيم و آرزوهاي مان را به او و انديشههايش گره زديم و تا لحظه آخر به پاي او ايستاديم اما افسوس كه افندي كاخ آرزوها را ويران كرد. ناكامي امروز پرسپوليس را بر پاي مصطفي دنيزلي مينويسيم و او را به عنوان مسوِول و نفر اول فني تيم مقصر قلمداد ميكنيم. بله آقاي دنيزلي، شما بازنده بزرگ هستيد.
با تشكر
علي فولادوند
| +| نوشته شده توسط علی فولادوند در سه شنبه هشتم اسفند 1385 و ساعت 0:44 |
پرسپولیس - استقلال اهواز
زندگی بر روی الاکلنگ

شكست تلخ و ناباورانه پرسپوليس در اهواز مقابل استقلال در حقيقت پاياني بر آرزوهاي فصل جاري سرخها بود و شانس قهرماني آن را به زير صفر تنزل داد. فاصله 11 امتيازي تا صدر جدول و دور افتادن از كورس مدعيان معنايي جز بر باد رفتن آرزوها ندارد و بايد پرونده قهرماني پرسپوليس در فصل جاري را بست. اگرچه محمدحسن انصاريفرد اعتقاد دارد كه با توجه به 9 بازي خانگي پيشرو تا پايان فصل هنوز فرصت براي جبران باقي مانده، اما اين ادعا با توجه به شرايط موجود يك خوشخيالي سادهانگارانه مينمايد و نبايد آن را جدي گرفت. تمام اميدهاي پرسپوليس در فصل جاري بايد معطوف جام حذفي باشد كه البته رويارويي با سپاهان در مرحله نيمهنهايي، فوقالعاده دشوار، حساس و سرنوشتساز است و همين آينده سرخها در پرسپوليس را مبهم و غيرقابل پيشبيني توصيف ميكند.در چرايي ناكامي پرسپوليس در فصل جاري البته دلايل بسياري را ميتوان برشمرد و رديف كرد اما شايد اصليترين پارامتر بر باد رفتن آرزوهاي پرسپوليس را بايد در نوسانهاي شديد، ناگهاني و فراوان پرسپوليس دانست كه آنها را در حد يك تيم غيرقابل پيشبيني و نامتعارف جلوه ميدهد. نگاهي به روند پرسپوليس تا امروز در بازيهاي ليگ اين انگاره را تاييد ميكند. آنها پس از شكست در هفته نخست در برابر ابومسلم، پيرورزي در برابر برق در تهران و تساوي مقابل سپاهان در اصفهان ناگهان زيرو رو شدند و دو پيروزي خيرهكننده مقابل استقلالاهواز و پيكان به دست آوردند اما اين روند ادامه نداشت و دو تساوي مقابل سايپا و پاس حاصل شد و در شرايطي كه كمتر كسي انتظار داشت يك پيروزي شيرين و خيرهكننده در داربي كسب كردند تا اميدواريها دوباره زنده شود. اما اين اميدواري تنها يك هفته دوام داشت و سپس تساويهاي پيدرپي و ملالآور از راه رسيدند و شكست مقابل راهآهن قعرنشين در تهران اوج اين تنزل بود. روند الاكلنگي پرسپوليس در دور برگشت نيز ادامه داشت و هرگز متوقف نشده. در حالي كه پس از شكست غيرمنتظره و تلخ مقابل ابومسلم هيچكس به تيم دنيزلي اميدي نداشت، ناگهان در اوج استيصال و نااميدي دو پيروزي شيرين، اميدواركننده و روحيهبخش مقابل برق و سپاهان به دست آمد تا بارقههاي اميد زنده شود اما شكست در اهواز اين بارقهها را نابود كرد.پرسپوليس در اين فصل آميزهاي از نوسان و ابهام بوده، تيمي كه به هيچوجه ثبات ندارد و نميتوان با اين ويژگي منفي و عيب بزرگ به آن دل بست و به موفقيت آنها خوشبين بود.حركت سرخها بر روي مدار سينوسي نكتهاي است كه نميتوان به هيچوجه آن را انكار كرد و همين سد بزرگي بر راه موفقيت پرسپوليس ايجاد كرده. در حقيقت آنها در فصل جاري حتي براي سه هفته پيدرپي نيز يك روند ثابت و يكسان را نداشتهاند و اين براي تيمي مثل پرسپوليس با اين پتانسيل يك فاجعه است. محمدحسن انصاريفرد ادعا ميكند كه با توجه به 9 بازي خانگي پايان فصل هنوز فرصت براي جبران باقيمانده اما براي تيمي كه با واژه ثبات بيگانه است و روي مدار سينوسي گام برميدارد، 9 بازي با 90 بازي خانگي هيچ فرقي نميكند و حتي اگر ليگ از ابتدا براي پرسپوليس آغاز شود نميتوان به موفقيت آنها دل بست و خوشبين بود. شرايط زماني ميتواند به پرسپوليس كمك كند و هنگامي ميتوان به آنها اميدوار بود كه ثبات در پرسپوليس نهادينه شود، در غير اين صورت هرگز نبايد پرسپوليس را در قواره مدعيان دانست. ساپيا صدرنشين بلامنازع ليگ اين انگاره را تاييد ميكند. آنها با ثباتترين تيم فصل جاري بودهاند و به واسطه همين پارامتر كليدي به صدر جدول چنگ زدهاند و بيشترين بخت را براي قهرماني دارا هستند. هواداران پرسپوليس بايد دست به دعا بردارند كه در جام حذفي كه به نوعي تنها شانس و بخت پرسپوليس براي موفقيت محسوب ميشود، سرخها در نقطه بالاي نمودار سينوسي قرار داشته باشند و الاكلنگ اين تيم بالا ايستاده باشد وگرنه آنها براي شكست تيم دسته دومي برق در مرحله يكچهارم نهايي نيز مشكل خواهند داشت و شايد قبل از رويارويي با سپاهان حذف شوند!
با تشکر
علی فولادوند
| +| نوشته شده توسط علی فولادوند در چهارشنبه دوم اسفند 1385 و ساعت 0:23 |
|